شمس الدين حافظ

246

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

162 - « حسب حالى » حسبِ حالى ننوشتى و شد ايّامى چند * مَحْرَمى كو كه فرستم ، به تو پيغامى چند ما بدان مقصدِ عالى نتوانيم رسيد * هم مگر پيش نهد لطفِ شما گامى چند چون مى از خُم به سبو رفت و گُل افكند نقاب * فرصتِ عيش نگه دار و بزن جامى چند قندِ آميخته با گُل نه علاجِ دل ماست * بوسه‌اى چند برآميز به دشنامى چند زاهد از كوچهء رندان به سلامت بگذر * تا خرابت نكند صحبتِ بدنامى چند عيبِ مى جمله چو گفتى هنرش نيز بگو * نفىِ حكمت مكن از بهرِ دلِ عامى چند اى گدايان خرابات خدا يارِ شماست * چشمِ انعام مداريد از انعامى چند پير ميخانه چه خوش گفت به دُردىكشِ خويش * كه مگو حالِ دلِ سوخته با خامى چند حافظ از شوقِ رخِ مهر فروغِ تو بسوخت * كامگارا نظرى كن سوىِ ناكامى چند * توضيحات : حسب حالى ( گزارش حال - حال خود را اطلاع دادن ) شد ايامى چند ( روزگار گذشت ) محرم ( رازدار ) مقصد عالى ( منزلگاه محبوب ) گل افكند نقاب ( گل پرده از چهره برگرفت ) عيش ( خوشى - زندگى ) قند آميخته با گل ( شربت گلاب ) دشنام ( ناسزا ) كوچه رندان ( كوى قلندران وارسته ) بدنامى ( رسوايى ) دل‌سوخته ( عاشق ) معنى بيت ( 7 ) ( اى فقيران ميخانه عشق ، خداوند مددكار شما باشد ، از چند مال‌دار كه چون حيوانات بىخرد مىباشند ، اميد نعمت‌بخشى و احسان نداشته باشيد ) معنى بيت ( 9 ) ( حافظ در اشتياق ديدار خورشيد رخسار تو گداخت ، اى به كام دل رسيده به عاشقان محروم از سر محبت و احسان نظر افكنيد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خواجه در بيت چهارم و پنجم فرمايد : ( شربت گلاب علاج درد ما نمىباشد بلكه چارهء اين درد چند بوسه آتشين و شيرين تو مىباشد اگرچه با ناسزا گفتن همراه باشد ) ( اى پارسا از كوچه قلندران وارسته با احتياط عبور كن و بيرون برو تا معاشرت با چند رسواى عشق حال تو را از بين نبرد و آبرويت را نبرد ) خود حديث مفصل بخوان از اين دو معنى . 2 - او شخصى مهربان و خوش برخورد است ، اگرچه دمدمىمزاج و زود عصبانى است ، بالاخره هركس عيب و حسنى مخصوص به خود دارد كه جنبه‌هاى خوب او بيشتر است ، جناب‌عالى از اين دريچه به او نگاه كنيد . 3 - اين نيت با اندكى توجه ، وقت‌شناسى ، همكارى با استادى آگاه و باتجربه و داشتن سرعت عمل انجام مىگيرد ، از شخص آگاهى مشورت بخواه تا او شما را راهنمايى كند ، بسيار سودمند است ، اين نيت حتما قابل اجراست . به قول امرسون : « ترس هميشه از نادانى سرچشمه مىگيرد » . 4 - پدر و مادر دعايشان مستجاب مىشود ولى يكى از بستگان از شما ناراحت است ، دل او را بدست آوريد ، گمشده پيدا مىشود ، سفر كرده ، خبرى مىدهد ، در اين هفته مژده‌اى دريافت مىكنيد و ملاقات مهمى در پيش است . 5 - جناب‌عالى داراى روحيه‌اى جاه‌طلب ، مصمم ، لجباز ، بزرگوار ، شيك‌پوش ، خوش‌گذران ، سخاوتمند ، خوش‌تيپ ، پلنگ‌خو ، جسور و مهاجم ، عاشق عطر ، سركش ، قابل احترام و تو دل برو ، همه در دستان شما موم‌اند اگر بخواهى . لطفا اگر درست است اين كتاب را خوب بخوانيد و مرا نيز دعا كنيد . 6 - از تغيير و تحول انجام‌شده ، استقبال كنيد و آن را به فال نيك بگيريد و مواظب سلامتى پدر يا همسر خود باشيد كه دچار نگرانى نشوند .